دانستنیهای علمی
دانستنیهای عمومی
مسایل دینی و مذهبی
زندگینامه بزرگان
دانلود
ورزشی
صفحه اصلی
ارتباط با ما
طراحی سایت
ایزار وبمستر
شنبه , 20 شهريور , 1389
: امروز
سخنی از بزرگان
هیچ هنجاری نمی تواند فراتر از جان بی گناهی باشد چه باژ باشد و چه غیر آن . ارد بزرگ
ضرب المثل تصادفی
چشم و گوش بسته
تازه های گالری عکس
مرتضی آوینی
امین تارخ
مهران مدیری
سید حسن نصر الله
دیوید هنری
کوین لورن
فرانک زین
لی هنی
دکسترجکسون
دوریان یتس
آرنولد
رهبر فرزانه
امام خمینی(ره)
تازه های سایت
ساخت فولدر بی نام
قطع آهنگ هنگام بالا آمدن ویندوز یا تغییر آهنگ آن
قرار دادن متن یا لینک در جلو آیدی یاهو در هنگام چت
حذف يه مورد بدون اينكه به سطل آشغال رود
آیا می شود آیدی خود را حذف کنیم ؟
درایو های سیستم را مخفی کنید
تغییر عنوان پنجره ی WindowsMediaPlayer
امضاشناسی
مثلث برمودا
معانی کشور ها
تاریخچه کانال سوئز
اسرار فراعنه مصر
نقش آب درافزایش وزن ورزشکاران
تغذیه قبل از تمرین
تغذیه بعد ازتمرین
گرد مولر (آلمان غربی)
مارکو فان باستن (هلند)
جوزپه میاتزا(ایتالیا)
پائولو روسی (ایتالیا)
دایرة البروج چیست؟
نور، رازهاي انرژي تاريك را بر ملا ميكند
چند نکته های جالب نجوم
چرا رنگ ماه موقع خسوف ( ماه گرفتگی ) قرمز می شه ؟
حقایقی از فضا
شهاب سنگ ها
خورشید بخش 2
سيب
زردآلو
مارچوبه
زرشك
جو
بادام
يونجه
وضعیت آب و هوا
تهران
آبادان
اهواز
اراك
آذرشهر
بابلسر
بندرعباس
بيرجند
اصفهان
اسلامشهر
كناويس
كرج
كرمان
كرمانشاه
خوي
مرودشت
مشهد
مهريز
نجف آباد
اروميه
اسكو
پرسپوليس
قمشه
رامسر
ري
سبزوار
شيراز
تبريز
تفت
تربت حيدريه
يزد
زاهدان
زنجان
زرگان
25
پاك (شب)
وضعیت مدیر
منوی اصلی
صفحه اول
زندگی نامه بزرگان
دانستنیهای عمومی
دانستنیهای علمی
مسایل دینی
ورزشی
ترفند ها
طا لع بینی
آشپزي
جوك و لطيفه
دانلود
گیاهان دارويی
گالری عکس
ابزار وبمستر
طراحی سایت
ارتباط با ما
پروژه های دانشجویی
پرخواننده ترین ها
جنگ صفين و يار ي امام
آيا اين سخن كه «واژه زكات در آيه ولايت به معناى زكات واجب آمده» صحيح است؟
ياد مولا و سرور دل!
اهل خيرى افتاده; و عنايت مولا!
دست مسيحايى!
علوى واقعى اوست!
دعاى در دل; و عنايت بيكران او!
آمار سایت
کل بازدید کننده:
94855
آمار بازدید دیروز :
255
آمار بازدید امروز :
38
آمار کاربران
جنگ صفين و يار ي امام
محى الدين اربلى مى گويد:
نزد پدرم نشسته بودم، مردى را كنار او ديدم كه چرت مى زد. ناگهان عمّامه اش افتاد و زخم بزرگى كه در سر داشت; نمايان شد.
پدرم از او پرسيد: اين زخم چيست؟
گفت: زخمى است كه در جنگ صفّين برداشته ام!
ما گفتيم: چه مى گويى؟ قرن ها است كه از واقعه صفّين مى گذرد؟
او گفت: در سفرى با شخصى همسفر شدم، در راه مصر بوديم، در غزّه([1] [11] ) با او در مورد جنگ صفّين صحبت مى كردم او گفت: اگر من آن زمان در جنگ صفّين حضور داشتم شمشيرم را از خون على(عليه السلام) و يارانش سيراب مى نمودم.
من در پاسخ گفتم: من هم اگر در آن أيّام بودم شمشيرم را از خون معاويه و يارانش سيراب مى نمودم. حالا هم دير نشده است من و تو مى توانيم با هم در دفاع از على(عليه السلام) و معاويه بجنگيم.
در اين اثنا، حالت جدّى به خود گرفته و با هم در آويختيم، معركه عجيبى برپا كرديم، ضربات كارى شمشير ميان من و او ردّ و بدل شد، من از ناحيه سر مجروح شده و در اثر آن، از هوش رفتم. از خود بى خود شدم و افتادم و نفهميدم چقدر طول كشيد، ناگاه احساس كردم كه كسى مرا با گوشه نيزه اى بيدار مى كند.
چشمانم را گشودم، او از اسب پايين آمد و بر زخم سرم دستى كشيد. احساس كردم كه ديگر دردى ندارم. آن گاه رو به من كرد و فرمود: همين جا باش تا بيايم.
ناگهان از مقابل ديدگانم ناپديد شد، مدّتى نگذشت كه ديدم سر بريده دشمنم را در دست گرفته و چهار پايان او را با خود مى آورد.
وقتى به نزد من رسيد فرمود: اين سر دشمن تو است، چون تو ما را يارى كردى ما نيز تو را يارى كرديم. چنان كه خداوند كسى كه او را يارى كند او را يارى مى نمايد.
عرض كردم: شما كه هستيد؟
فرمود: م ح م د بن حسن. و هر كه از تو در مورد زخم سرت پرسيد بگو: در جنگ صفّين مجروح شده اى.( [12] )
[12] ـ بحار الانوار، ج 52، ص
نوشته شده توسط :
admin
در تاریخ :
شنبه , 16 خرداد , 1388
تعداد بازدید این آموزش :
201 مرتبه
برگشت